تبليغاتX
::هيات خادمين الرضا(ع)-شهرستان رشت::
 
حضرت رضا (ع) فرمودند: بعد از انجام واجبات، كارى بهتر از ايجاد خوشحالى براى مؤمن، نزد خداوند بزرگ نيست. « لَيْسَ شَىْءٌ مِنَ الاْعْمالِ عِنْدَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ بَعْدَ الْفَرائِضِ أَفْضَلَ مِنْ إِدْخالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ ».
 
 
 
 
 
 
سال نو مبارک...
87/12/30  |  23:57
 

نوروزمبارک...

 

روزها نو نشده٬کهنه تر از دیروزست

گر کند یوسف زهرا نظری٬نوروزست

لحظه ها در تپش تاب و تب آمدنش

آسمان چشم به راه قدمش هر روز است


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

فرمایشات حضرت آقا در ارتباط با آزاد سازی خرمشهر
87/12/29  |  13:1

 

سوم خرداد يك روز فراموش نشدنى است. پيوندى هم وجود دارد بين سوم خرداد و فتح خرمشهر با شخصيت امام بزرگوار. روزى كه امام فرمودند خرمشهر بايد آزاد شود، بنده در همان نواحى بودم؛ شايد بعضى از شماها هم در آن‏جا بوديد.
فاصله‏ى بين آزادى خرمشهر و وضعيتى كه آن روز ما آن‏جا داشتيم، يك فاصله‏ى ناپيمودنى بود. دشمن به منطقه‏ى غرب اهواز و شمال غربى و جنوب غربى آمده بود و تمام منطقه را از نيروها و لشكرهاى زُبده‏اش پر كرده بود محكم در زمين فرو رفته بود؛ نمى‏شد او را تكان داد. از كارون هم عبور كرده و نيم دايره‏ى نسبتاً كاملى را درست كرده بود؛ به‏طورى كه افراد ما وقتى مى‏خواستند از اهواز به طرف آبادان بروند - كه آبادان آن وقت دست دشمن نبود و مى‏شد رفت - از جاده‏ى معمولى نمى‏شد بروند؛ از جاده‏ى غيرمعمول هم كه آن طرف رودخانه بود، نمى‏شد بروند؛ از جاده‏ى ماهشهر هم نمى‏شد بروند؛ بايد مسير مثلثى را طى مىكردند تا به خرمشهر بروند.

آقا

از داخل دريا با لنج مبالغى مى‏رفتند و خود را به نقطه اى از جزيره‏ى آبادان مى‏رساندند و آن‏جا پياده مى‏شدند. در اين شرايط، نيروهاى ما معدود بودند و تيپ زرهى ما كه حداقل بايد صدوپنجاه دستگاه تانك مى‏داشت، حدود بيست دستگاه تانك داشت. بچه‏هاى سپاه و بقيه‏ى نيروهاى داوطلب هم وقتى به آن‏جا مى‏آمدند، با زحمت زياد، بنده را ببين، مرحوم چمران را ببين، اين طرف بدو، آن طرف بدو، تا دو سه دستگاه خمپاره‏انداز به دست مى‏آوردند و از آنها استفاده مىكردند.
هميشه حمله كردن سخت‏تر از دفاع كردن است. اگر نيرويى بخواهد حمله كند، بر اساس روشهاى نظامى، توان آن بايد سه برابر نيرويى باشد كه مورد حمله قرار مى‏گيرد. ما بايد سه برابر نيروهاى عراقى توان و نيرو مى‏داشتيم تا مى‏توانستيم حمله كنيم و خرمشهرِ خودمان را از دست آنها نجات دهيم. آن موقع نيروى ما اصلاً قابل مقايسه با آنها نبود؛ يك برابر و نيم برابر و يك سوم برابر هم نبود. در اين شرايط، امام گفتند خرمشهر بايد آزاد شود. اين به نظر من حقيقت عجيبى را در خودش دارد كه بايد روى آن فكر و تدقيق و مطالعه كرد؛ با گفتن و تشريح زبانى هم به‏دست نمى‏آيد.

چقدر اعتماد به نفس، توكل، عزم راسخ و جدّ در تصميم و اميد و خوشبينى به نيروهاى پنهانى كه ماها آنها را كشف نكرديم، بايد در آن دل بزرگ و نورانى به نور الهى و نور ايمانِ حقيقى متمركز باشد تا آن‏طور قرص و محكم بگويد خرمشهر بايد آزاد شود. امام نمى‏گفت كه حرفش تحقق پيدا نكند. انسان حرفى را كه بداند زمين مى‏افتد، به زبان نمى‏آورد؛ آن هم به اين قرصى. مى‏گفت و مى‏دانست اين حرف زمين نخواهد افتاد؛ و زمين نيفتاد و تحقق پيدا كرد و خرمشهر آزاد شد.
شايد بعضى از شما داخل آن جريان بوديد، اما بنده از نزديك‏تر شاهد بودم نيرويى كه بايد خرمشهر را آزاد مىكرد، به وسيله‏ى چه عوامل و چه ابزارها و چه امكانات و چه كانون عظيمى از ايمان و تصميم شكل گرفت و همين نيرو رفت مثل گلوله اى خورد توى سينه‏ى دشمن و آن حادثه‏ى عجيب را به‏وجود آورد؛ كه وقتى ما خرمشهر را گرفتيم، ورق برگشت و دنيا عوض شد.

قبل از آن هم ميانجى‏ها مى‏آمدند و مى‏رفتند؛ اما بعد از پيروزى در خرمشهر، اولين دسته از ميانجى‏ها وقتى به ايران آمدند، طور ديگرى حرف مى‏زدند و اصلاً سبك حرف زدنشان با گذشته فرق كرده بود. يكى از همين آقايان كه رئيس‏جمهور يك كشور آفريقايى و جزو شخصيتهاى برجسته‏ سياسى آفريقا و بلكه دنيا محسوب مى‏شد، خصوصى به من گفت شما با پيروزى در خرمشهر، معادله‏ها را عوض كرديد و امروز دنيا با شما به چشم ديگرى نگاه مىكند.

*در ديدار اعضاى ستاد بزرگداشت چهاردهمين سالگرد رحلت حضرت امام خمينى(ره) در سوم خرداد سال۸۲*


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

روزهای آغاز جنگ از زبان خانم فرهادی (اهل خرمشهر)
87/12/28  |  15:30
 

از قبل از آغاز رسمي جنگ 31 شهريور ماه 59 درگيري و تحركات زيادي در مرز ايران و عراق ديده مي‌شود از جمله در خرداد ماه نيز تحركات خلق عرب شدت گرفت اما هرگز فكر جنگ نبوديم، كه عملاً از ابتداي مهر 59 شهر خرمشهر و ساير شهرهاي مرزي به خاطر جنگ و شرايط بحراني و فوق‌العاده به شهرهايي جنگ‌زده تبديل شدند و مدارس، مراكز دولتي كه با جنگ در ارتباط نبودند، تعطيل شدند تا امنيت جاني اين قبيل افراد به مخاطره نيفتد. به خاطر تحركات مرزي و اتفاقاتي كه در گوشه و كنار شهر مي‌افتاد چند ماه قبل از آغاز رسمي جنگ دوره امداد و آموزش هاي رزمي را به همراه جمعي از خواهران ديده بودم. بنابراين با شنيدن سروصداهاي كه از طرف شلمچه و گمرك مي آمد ناخودآگاه به طرف مسجد جامع رفتم آنجا اوضاع بحراني بود.
جنگ في‌نفسه بد است و تداعي گر ويراني، آوارگي، اسارت، از دست دادن، فراق، جدايي، بي‌عدالتي و ظلم است، اما مي‌خواهم بگويم در آن لحظات سخت و طاقت‌فرسا با اميد به پروردگار و عنايت او و مقاومت مردم در برابر دشمن، با همدلي، ايثار و فداكاري، وحدت ايمان در كشور اسلامي ما تبلور يافته بود و اين عامل باعث مي‌‌شد اثرات مخرب جنگ تاحد قابل توجهي كاهش يابد و به جاي آن اميد، عزت، افتخار و اميد به آينده را براي رزمندگان، مردم شهر و امدادگران به ارمغان آورد و دشمنان را از فتح سه روزه نااميد سازد."

خاطراتي كه از روزهاي نخستين جنگ داريد را شرح دهيد.

"هر لحظه جنگ در روزهاي ابتدايي خاطره‌ عشق، ايثار بود، هرچه مي‌ديدم زيبايي و خوبي مردمي بود كه در كمال مظلوميت زير آتش با صبر قناعت و گذشت مقاومت مي‌كردند، در حاليكه از هر نظر در مضيقه بودند. صداي توپ و خمپاره گلوله، آتش و مردمي كه از هر وسيله‌ و خدمتي براي بقاي شهر و ياري يكديگر دريغ نمي‌كردند. فرماندهي جنگ در سپاه خرمشهر و ... همه اينها خاطراتي است كه بيش از همه خودنمايي مي‌كنند."

سخت‌ترين روز مقاومت به نظر شما چه روزي بود؟

"45 روز مقاومت مردمي در خرمشهر هر روزش سخت‌ترين بود اما زيبائي‌ها را نيز در پي داشت يكي اينكه شهادت دوستان، رزمندگان و مردم باعث تحرك و پويايي مي‌شد و با شهادت يك نفر چند نفر مصمم‌تر از گذشته در صحنه حاضر مي‌شدند، ديگر اينكه در آن زمان هر كس هر چه توان داشت انجام مي‌داد و نگاه به موقعيت، شغل، و حتي جنسيت هم نبود به عنوان نمونه بانوان در مقاومت مردمي خرمشهر نگهبان انبار مهمات بودند. يادم مي‌آيد امير سامري فرمانده به برادران رو كرد و گفت: چند نفر آرپي جي زن و خدمه مي‌خواهم به محض اينكه اين مطلب را گفت من گلولة آرپي جي را برداشتم و همين عامل باعث شد برادران رزمنده و گروهي از ارتشيان كه كمي دورتر از ما بودند به سرعت به ما پيوسته و همكاري خوبي صورت گرفت. نيروهاي مردمي و ارتش با وحدت و در اختيار گرفتن امكانات يكديگر توانستند مقاومت خوبي از خود نشان دهند. يكي ديگر از مسئوليت‌هاي بانوان پر كردن اسلحه رزمندگان و خشاب‌ها بود و... . بالاخره 24 مهر مجروح شدم و علي‌رغم ميل باطني‌ام با چشم گريان مرا از شهر بيرون بردند. هرچه از مظلوميت خرمشهر و مردمانش و مقاومت مردمانش گفته و نوشته شود، حتي فيلم آثار سينمايي ساخته شود كم است، در حقيقت بايد با جمع‌‌آوري آثار شهدا خاطرات مبارزان و مردم سعي در حفظ آثار معنوي جنگ و دفاع مقدس 8 ساله داشته باشيم تا اين ميراث گرانبها براي مردم ما حفظ شود و نسل جوان با ارزش‌هاي دفاع مقدس و فرهنگي مردم خود آشنايي پيدا كنند تا بتوانند در برابر همه تهاجمات بيگانگان محكم و راسخ، با ايمان و صلابت ايستادگي كنند."


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

مقصد اول
87/12/28  |  15:21
 

مسجد جامع خرمشهر

 

مسجد جامع خرمشهر

مسجد جامع خرمشهر سمبل مقاومت خرمشهر شناخته مي‌شود. در طول 34 روز مقاومت، مركـز فرمانـدهي وستـاد نيـروهـاي مردمي بود؛ هماهنگـي‌ها در آنجا صورت مي‌گرفت؛تبادل اخبار، تجهيز، تسليح و آموزش رزمندگان، مداواي اورژانسي مجروحينوگهداري موقت شهدا، همگي در مسجد جامع صـورت مـي‌پذيرفت. در عين حال سـاير مساجد و حسـينيه‌هاي شـهـر نـ‌يـز پايگاه‌هـاي فرعي ودند كه از مسجد جامع هدايت مي‌شدند. مسجد جامع به رغـم آنـكه از آغاز جنگ در زير آتش مؤثردشمن قرار داشت و از تاريخ 24/7/1359 چندين بار در آستانه سقوط قرار گرفت، اما تا آخرين روز، مقاوم باقي ماند و حتي پس از سقوط تنها راه ارتباطي (پل خرمشهر)، يك روز ديگر مأمن و پناه نيروهايي بود كه هنوز در شهر باقي بودند. اما آن‌گاه كه آخرين مدافعان به آب زدند و از كارون گذشتند، مسجد جامع نيز خاموش شد تا در سوم خرداد 1361 شاهد اشك شوق و شادي توأم با سجده شكر رزمندگان اسلام شود.

 


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

تا راهی نور شدن چیزی نمونده!!!
87/12/27  |  20:42
 

سلام

از امروز قراره بیشتر از مناطق عملیاتی جنوب و خاطرات شهداء و دفاع مقدس بگیم(انشالله)

با مدد شهداء دیگه چیزی تا سفر هیات به کربلای ایران نمونده.

برامون دعا کنید تا انشالله مورد عنایت شهداء قرار بگیریم.

برای شروع کار هم یه نرم افزار مخصوص تلفن همراه میزارم.

این نرم افزار شامل نقشه تمام مناطق عملیاتی جنوب کشور در دو اندازه.

 لیست کامل مناطق . قابلیت انتخاب منطقه مورد نظر و نمایش نقشه آنهاست.

 

نقشه جنوب


لینک دانلود نرم افزار

منبع:سایت راهیان نور

 


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

نور آمد و نور آمد...
87/12/24  |  23:50

  

 صلوات...


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

مناظره امام صادق(ع)
87/12/24  |  1:21
 

صادق آل محمد(ع)

ابوخنيس كوفى مى گويد: در مجلس امام صادق (ع ) حضور داشتم . عده اى از مسيحيان هم در آنجا بودند . آنان مدعى بودند كه موسى و عيسى عليهما السلام و محمد (ص ) در فضيلت برابرند، چون هر سه داراى شريعت و كتاب آسمانى بوده اند.

امام صادق (ع ) فرمود:

حضرت محمد(ص )با فضيلت تر و داناتر است و خداوند آنقدر كه به او علم و دانش داده ، به ديگران نداده است .

آيا در اين مورد آيه اى از قرآن مى توانيد ارائه دهيد؟ بلى ، خداوند مى فرمايد:

(1)<و كتبنا له فى الالواح من كل شىء موعظة> (براى او در لوحها راجع به همه چيز اندرزى نوشتيم .)

و درباره عيسى (ع ) مى فرمايد:
(2)<ولاءُ بيّنَ لكم بعض الّذى تختلفون فيه > (من بايد براى آنان برخى از آنچه را كه در آن اختلاف دارند توضيح دهم ).

و در حق حضرت محمد مصطفى (ص ) فرمود:

(3)<و جِئنا بك شهيداً على هولاء و نَزّلنا عليك الكتاب تبياناً لكلِّ شى ء>

 (تو را بر اينان گواه آورديم و بر تو كتاب فرو فرستاديم كه بيان و توضيح همه چيز است ).

و همچنين فرمود:

(4)<ليعلم ان قد ابلغوا رسالاتِ ربّهم وأحاط بما لديهم و أحصى كلَّ شىءٍ عدداً > (تا بداند كه آنان رسالتها و پيامهاى پروردگارشان را رساندند و او آمار و رقم همه چيز را دارد.) به خدا سوگند او از موسى و عيسى داناتر و با فضيلت تر بوده و اگر آنان در اينجا حاضر مى بودند و سؤالاتى از من مى كردند پاسخ مى دادم ; اما من هم سؤالاتى مى كردم كه آنان نمى توانستند ، پاسخگو باشند.

(5) پس از آنكه اميرالمؤمنين (ع ) دروازه دانش رسول خدا مى باشد و فرزندان او هم وارث علوم و دانشهاى اويند. پس امامان جملگى داناترين مردمند و از همه ـ اعم از پيامبران پيشين و ديگران ـ افضل و داناتر.

پی نوشتها:

1 الاعراف 145
2 الزخرف 63
3 النحل 89
4 الجن 28
5 بحار الانوار، ج 10 ص 215 استدلال امام چنين است كه پيامبر اسلام افضل و اعلم از موسى و عيسى و همه پيامبران پيشين بوده و چون ما نيز وارث علوم و دانشهاى او هستيم پس ما نيز از آن انبيا و رسولان اعلم وافضليم .

 

 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

هفته وحدت مبارک...
87/12/23  |  21:33
 

بخشی از وصیتنامه «شهید فتحی شقاقی» ، رهبر جهاد اسلامی فلسطین:

«سرور جوانان اهل بهشت ، حسین‌بن‌علی‌بن‌ابیطالب (ع) در سپیده دم یک روز تاریخی ، در صحرای کربلا ، صحنه های درخشانی را به نمایش گذاشت که در حافظه تاریخ جاودانه مانده است و هرگز از یادها فراموش نخواهد شد. او با شهادت در راه حق و دادگری ، نماد انسانیت به تمام معنی را تجلی بخشید… در ادامه راه سرور شهیدان اهل بهشت ، یکی از مردان حسینی تبار به نام «عزالدین قسام» در برابر تجاوزگران صلیبی ، در برابر چهره زشت و نفرت آور استعمارگران انگلیسی و صهیونیسم وابسته به او ایستاد و مقاومت کرد و حسین‌وار در کوهستان‌های فلسطین به شهادت رسید و به کالبد نیمه جان ملتمان روح تازه دمید و آتش خشم مقدسی افروخت …»


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

رئيس جمهور پاكستان با پاي برهنه به زيارت مضجع منور هشتمين امام شيعيان شتافت.
87/12/22  |  22:12
 

به گزارش خبرگزاری فارس ، آصف‌علي زرداري، رئيس جمهوري پاكستان در دقايق عرفاني و ملكوتي بامداد امروز هنگام ورود به صحن‌هاي مطهر، كفش‌هاي خود را به نشانه احترام و عرض ارادت به ساحت ملكوتي حضرت ثامن‌الحجج (ع) از پا در آورد و با حالت خضوع قدم در اين آستان مقدس گذاشت.
زرداري سپس لحظاتي را پيش روي مبارك ايستاد و با مولاي خود به نجوا پرداخت.

وي پس از قرائت زيارتنامه و عتبه‌بوسي مضجع منور در رواق مباركه دارالسلام نماز خواند.
محمدجواد محمدي‌زاده، استاندار خراسان رضوي، رئيس جمهور پاكستان را در حضور يك ساعته‌اش در حرم مطهر رضوي همراهي و توضيحاتي در ارتباط با توسعه حرم مطهر، فضاهاي جديد، زيرساخت‌ها و فعاليت‌هاي فرهنگي و رفاهي آستان قدس رضوي ارائه داد.
زرداري كه به منظور شركت در اجلاس «اكو» به كشورمان سفر كرده بود، در مسير بازگشت به كشورش به منظور زيارت بارگاه منور رضوي، ساعاتي را در مشهد مقدس توقف كرد و همان شب به كشورش بازگشت.


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

کلام نبوی
87/12/22  |  12:12
 

عجباً للمؤمن لايقضي اللّه عليه قضاءً إلا كان خيراً له، سرّه او ساءه. إن ابتلاه كان كفّارةً لذنبه، وإن اعطاه وأكرمه كان قد حباه

 

   هرچه را خداوند براى مؤمن، مقدّر فرمايد، خير او است، خواه حوادثى كه او را ناراحت مى‏كند مثل بيمارى و خواه امورى كه او را خوشحال مى‏كند.

 

منبع:   تحف العقول صفحه 48


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

شعری منسوب به امام رضا(ع)
87/12/21  |  15:0

 

درنكوهش خودپسندي و غفلت از گناه

 

و اعجبا للمرء في ذاته يجر ذيل التيه في خطرته
يزجره الوعظ فلاينتهي كانه الميت في سكرته
يبارز الله بعصيانه جهراً مولا يخشاه في خلوته
و إن يقع في شدة يبتهل فان نجي عادالي عادته

 

یا علی ابن موسی الرضا(ع)



شگفتم آيد از آن مرد نادان كه اندر كبر خود مانده است حيران
نه عقل عاقبت انديش دارد نه فكر شر و خير خويش دارد
فرو رفته به گرداب گناهان زسرتاپاي آلوده به خسران
چنان سرمست جام خودپسندي است كه گوشش كر ز هر اندرز و پنديست
از آن ايزد كه دادش جود خلقت ببخشيدش همه اقسام نعمت
نميترسد به خلوتها زماني ندارد پاس او اندر نهاني
چو سختي ديد نالد روي برخاك رود دود دل مسكين به افلاك
نجاتش چون دهد لطف خدايي رود چون خوگران بر بي وفايي


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

برایش دعا کنید...
87/12/19  |  20:6
 

با خبر شدیم همسر یکی از دوستان هیاتی مان در کما به سر میبرد

خدایا به حق فرزند خردسالش لباس عافیت و سلامت بر تن این کنیز حضرت زهرا(س) بپوشان.

قرائت زیارت جامعه کبیره برای شفای بیمار توصیه شده است

دوستان عزیز دعا فراموش نشه


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

سالگرد شهادت حاج محمد ابراهیم همت
87/12/17  |  19:22
حاج همت

سوار بر موتورهاي مان راه افتاديم.

موتور حاج همت و مير افضلي که ترک حاجي نشسته بود از جلو مي رفت و من هم پشت سرشان .

فاصله مان با هم دو سه متري بيشتر نبود .

سنگر پايين جاده بود و براي رفتن رو پد وسط مي بايست از پايين پد مي رفتيم روي جاده . همين کار باعث مي شد دور شتاب موتور کم بشود . البته اين کار هر روزمان بود .عراقي ها روي آن نقطه ديد کامل داشتند .درست به موازات نقطه مرکزي پد تانکي را مستقر کرده بودند و هر وقت ماشين يا موتوري پايين و بالا مي شد و نور آفتاب به شيشه شان مي خورد تير مستقيم اش را شليک مي کرد ما موتور ها را با گل مالي بدنه شان استتار کرده بوديم با اين حال عراقي ها باز مارا مي ديدند.آخر فاصله خيلي نزديک بود .موتور حاج همت کشيد بالا تا برود روي پد . من هم پشت سرشان رفتم .حسي به من گفت الان گلوله شليک مي شود .رو به حاج همت گفتم : حاجي اين جا را پر گازتر برو .در يک آن گلوله شليک و منفجر شد . دودي غليظ آمد بين من و موتور حاج همت قرار گرفت .صداي گلوله و انفجارش موجي را به طرفم آورد که باعث شد تا چند لحظه گيج و مبهوت بمانم.طوري که اصلا نفهمم چه اتفاقي افتاده .

گاز موتور را دوباره گرفتم و رسيدم روي پد وسط .از بين دود و باروت آمدم بيرون .

راه خودم را رفتم. انگار يادم رفته بود چه اتفاقي افتاده و با کي ها همسفر بوده ام .در يک لحظه موتوري را ديدم که افتاده بود سمت چپ جاده . دو جنازه هم روي زمين افتاده بودند .

... آرام از روي موتور پياده شدم و آن را گذاشتم روي جک رفتم به طرفشان . اولين نفر به رو روي زمين افتاده بود .اورا که برگرداندم ديدم تمام بدنش سالم است . فقط صورت ندارد و دست چپ.

موج آمده و صورتش را برده بود .

موج آمده و صورتش را برده بود...

اصلا شناخته نمي شد. در يک آن همه چيز يادم آمد .عرق سردي روي پيشاني ام نشست. رفتم سراغ دومي که او هم به رو افتاده بود نمي توانستم باور کنم که اين جسد سيد حميد است .

از لباس ساده اش او را شناختم . ياد چهره شان افتادم . ديدم همت و سيد حميد هر دو یک نقطه مشترک دارند و آن هم چشم های زیبای شان است . خدا همیشه گفته هر کی را دوست داشته باشد بهترین چیزش را می گیرد و چه چیزی بهتر از چشم های آن ها ؟!

 مهدی شفازند

 صدای حاج همت


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

به مناسبت عید الزهرا(س)
87/12/16  |  17:20
 

اخطب الخطباء « خوارزم» ، در کتاب « مناقب» ، به روایت « ابن عباس» ، از پیامبر اکرم (ص)نقل کرده است که فرمود :

« اگر تمامی باغها ، قلم و دریاها ، مرکب و همه اجنه ، حسابگر و همه ی انسانها ، نویسنده باشند ، قادر به شمارش فضائل علی بن ابیطالب (ع)نخواهند بود .»

در کتاب مناقب به روایت اخطب الخطباء از امیر المومنین (ع)نقل شده است که پیامبر (ص)فرمود :

« خداوند برای برادرم علی (ع)فضائل بیشماری قرارداده است که اگر کسی از روی اعتقاد ، یکی از آن فضائل را بیان نماید ، خداوند گناهان گذشته و آینده او را می بخشد ، اگر کسی یکی از فضائل آن حضرت را بنویسد، تا هنگامی که آن نوشته باقی است ملائکه برای او استغفار می کنند و اگر کسی یکی از فضائل آنحضرترا استماع نماید ، خداوند همه ی گناهانی را که از راه گوش انجام داده است می بخشد و اگر کسی به نوشته ای درباره ی فضائل علی (ع)نگاه کند ، خداوند از تمام گناهانی که از راه چشم کسب کرده است در می گذرد .

نگاه کردن به چهره ی امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع)، عبادت و یاد کردن او عبادت است و ایمان کسی جز با دوستی او و بیزاری جستن از دشمنان او پذیرفته نمی شود .»

در مناقب خطیب و فردوس الاخبار از جابر بن عبدالله انصاری نقل شده که پیامبر اکرم (ص)فرمودند :
« جبرئیل همراه با ورقی از برگ سبز نزد من آمد که در آن با خط سفید نوشته بود : دوستی و محبت علی بن ابیطالب(ع) بر مردم واجب است ، این را از سوی من ( یعنی از سوی خدا ) به آنها ابلاغ کن .»

در مناقب خطیب از جابر بن عبدالله نقل شده که پیامبر اکرم (ص)فرمودند :
« خداوند بعد از آفرینش زمین و آسمان و قول فرمان خدا ، نبوت من و ولایت علی بن ابیطالب(ع) را بر آنها عرضه کرده و پذیرفتند ، آنگاه تمامی بشر را آفرید و امر دین را به ما واگذار فرمود ، بنابراین سعادتمند کسی است که براه ما آید و با شقاوت کسی است که از راه ما جدا شود ، ما حلال خدا را حلال کرده و حرامش را حرام می کنیم .»

و در مناقب خطیب از انس بن مالک و در فردوس الاخبار از معاذبن جبل آمده که پیامبر اکرم (ص)فرمود :
« دوستی علی حسنه ای است که هیچ گناه و سیئه ای با وجود آن زیان ندارد و خصومت و کینه نسبت به علی ، از سیئات و گناهانی است که هیچ حسنه و عمل صالحی با آن فایده ای ندارد .»

و در کتاب وسیله از ابی طفیل نقل شده که پیامبر اکرم (ص) نماز صبح را خواندند و رو به مردم کرده فرمودند :
« چرا علی بن ابیطالب بین شما نیست ؟»
« ای مردم هیچ مومنی را از انسانها و فرشتگان در زمین و آسمان نمی بینم ، مگر آنکه دوستی علی بن ابیطالب را در دل دارد ، دوستی او واجب و دشمنی او کفر است .»

 

تمام لذت عمرم در این است       که مولایم امیرالمومنین (ع) است


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

به مناسبت سالگرد شهادت شهید یدالله قلی پور
87/12/16  |  17:4
 

شب گذشته به مناسبت سالگرد شهادت شهید یدالله قلی پور مجلسی با شرکت همرزمان شهید و جوانان و نوجوانان هیات خادمین الرضا(ع) در بقعه متبرکه آقا سید ابراهیم برگزار شد.

در این محفل نورانی چند تن از همرزمان و یاران آن شهید بزرگوار به بیان فضائل اخلاقی و ذکر خاطراتی از شهید پرداختند.

               

  لینک صوت سخنرانی برادر فخاری (از همرزمان شهید)

 

روحش شاد وراهش پر رهرو باد...


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

آجرک الله یا بقیه الله
87/12/16  |  0:0
 

سامرا اینگونه بود!!!

سامرا...

 

ابوالأدیان گوید: من خدمتکار امام حسن عسکری (ع) بودم و نامه‌های حضرت را به شهرها حمل می‌نمودم. در آن بیماری که امام یازدهم به دنبال آن به شهادت رسید بر آن حضرت وارد گشتم.

(ظاهرا آن بیماری به علت خورانیدن زهر توسط معتمد عباسی به آن حضرت بود.) 

حضرت نامه‌هایی را به من دادند و فرمودند که اینها را به مدائن برسان. تو 14 روز حضور نخواهی داشت (سفر تو 14 روز طول خواهد کشید) و روز 15 به سامرا وارد می‌شوی و صدای شیون از خانه من می‌شنوی و من در آن هنگام بر روی مغسل قرار دارم (مرا در آن هنگام غسل می‌دهند). ابوالأدیان گوید: گفتم ای آقای من، امر امامت پس از شما با کیست؟ حضرت فرمود: کسی که جواب نامه های مرا از تو بخواهد. گفتم: بیشتر راهنمایی کنید، فرمودند: کسی که بر من نماز گزارد، او قائم پس از من است. گفتم: باز هم  بیشتر راهنمایی کنید. حضرت فرمود: کسی که از درون همیان خبر دهد، قائم پس از من است. هیبت امام عسکری (ع) مانع شد که من سؤال نمایم که منظور امام کدام همیان است. نامه‌ها را به مدائن بردم و جواب آنها را گرفتم.

همانگونه که امام به من فرموده بودند تا به سامرا بازگشتم، 15 روز گذشت. و در این هنگام مشاهده نمودم که  صدای ناله و شیون از خانه امام عسکری بلند است و پیکر مطهر امام را غسل می‌دهند و بر در خانه جعفر کذاب (برادر ناخلف امام عسکری (ع)) ایستاده است و مردم او را به خاطر شهادت امام عسکری (ع) تعزیت می‌دهند و به خاطر جانشینی ایشان، به او تهنیت گویند. ابو الادیان گوید: با خود گفتم که اگر این شخص فاسد زمام امامت مسلمین را بر عهده گیرد، همانا امامت باطل خواهد گشت.

در این هنگام شخصی خطاب به جعفر کذاب گفت که برادر شما را کفن نموده‌اند، پس برخیز و بر او نماز گزار. جعفر کذاب به همراه مردمی که اجتماع نموده بودند، به خانه وارد شد و بر بالای پیکر مطهر حضرت ایستاد تا نماز را اقامه نماید. هنگامی که می‌خواست تکبیر بگوید، ناگاه کودکی گندمگون، پیچیده موی و گشاده دندان جلو آمد و ردای او را گرفت و فرمود: ای عمو، عقب بایست، من برای نماز گزاردن بر پدرم سزاوارترم.

پس آن کودک بر امام یازدهم نماز گزارد و آن حضرت را کنار قبر مطهر امام هادی (ع) دفن نمود. سپس به من فرمود: ای بصری، جواب نامه‌هایی را که در نزد توست به من بده. من جوابها را به او دادم و در نزد خویش گفتم که 2 نشانه محقق شد. اما هنوز مسأله همیان باقی مانده است.

ما نشسته بودیم که فردی از جانب شهر قم آمد و به دنبال امام عسکری (ع) می‌گشت. هنگامی که از شهادت حضرت مطلع گشت، با راهنمایی عده‌ای به نزد جعفر کذاب رفت و گفت: در نزد ما نامه‌ها و مقداری پول است (که از جانب مردم برای امام عسکری (ع) آورده‌ایم) پس بگو این نامه‌ها از کیست و پول چه میزان است؟ جعفر خطاب به او گفت آیا از من توقع داری که غیب بدانم؟ در این هنگام خادمی وارد گشت و گفت در نزد شما نامه‌های فلان و فلان هست و مقدار پول نیز 1000 دینار است که 10 دینار آن آب طلا دارد. پس آنان نامه‌ها و پول را به او دادند و گفتند کسی که تو را فرستاده  امام پس از امام عسکری است ...

 

« برگرفته از كتاب منتخب الاثر، تالیف آیت الله العظمی صافی گلپایگانی »

 

 

و امروز اینگونه است!!!

سامرا

 


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

پستی جالب از وبلاگ دوست خوبمون آقا مجتبی مختاری
87/12/14  |  23:22
 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

اول ربیع الاول - سال سیزدهم بعثت: لیله المبیت
87/12/09  |  14:38
 

اهالى شهر مكّه، پس از درگذشت حضرت خديجه (س)- همسر پيامبر اکرم (ص)- و درگذشت حضرت ابوطالب (ع)- عموى آن حضرت- بر دشمنى خويش افزودند؛ به طوری که قصد جان پيامبر(ص)را نمودند.

از سوى ديگر تعدادى از اهالى شهر مدینه، در همان سالهاى غربت و تنهايى پيامبر (ص)و در ايّام حج، با وى و اهداف بلندِ دينش آشنا شده و پس از بازگشت به مدینه، به تبليغ آن پرداختند.

در نتیجه مردم مدینه، رفته رفته به دین مبین اسلام علاقه نشان داده و در مراسم سال بعد، تعداد زيادترى به نزد رسول خدا (ص)رسيدند و به دست مبارك وى، مسلمان شده و با آن حضرت پيمان بستند.

در مراسم حج سال سيزدهم بعثت، گروهى از حاجيان شهر مدینه - كه تعدادشان هفتاد و سه مرد و زن بود - در اواسط ايام تشريق و در محل "عقبه" و در سرزمين "منى"، ايمان آورده و با آن حضرت پيمان بستند تا از وى و يارانش همانند خانواده و طايفه خويش پشتيبانى كنند.

بنابراین پس از گذشت ايام حج و بازگشت اهالى مدینه به سرزمين خويش، مهاجرت مسلمانان مكّه به سوى مدینه آغاز گرديد. آنان به دستور پيامبر اكرم (ص)و به دور از چشم مشركان قريش، به صورت فردى و گروهى عازم مدینه شدند. به طورى كه در مكّه معظمه، جز پيامبر (ص)و تعدادى اندك از يارانش و گروهى زنان و مردان كهنسال و از كار افتاده، كسى باقى نماند.

پيامبر اكرم (ص)بيش از هر زمان ديگر، در يكى دو ماه آخر اقامتش در مكّه، احساس تنهايى و خطر می كرد و این احساس خطر بی دلیل نبود؛ زیرا سر انجام سران قريش در واپسين روزهاى ماه صفر، تصميم به كشتن پيامبراکرم (ص)گرفتند.

آنان در " دارالنّدوه" - كه مجلس شوراى اعيان و اشراف آنان بود - جلسه ‏اى برگزار كرده و پس از تبادل نظر و گفتگوهاى زياد، به كشتن پيامبر (ص)از سوى نمايندگان تمام طوايف قريش، رأى دادند و

شب اوّل ربيع الاول را براى اين كار برگزيدند.

گذشت و گذشت تا سرانجام شب موعود فرا رسيد.

پيامبر اکرم (ص)براى فريب مشركان، حضرت علي (ع)را به جاى خويش در بسترش خوابانيد و خود، از  مكّه خارج شده و در غار "ثور" - كه در جنوب مكّه و در نقطه مقابل شهر مدينه قرار داشت - پناه گرفت. مشركان، پس از هجوم به خانه پيامبر (ص)و مشاهده امام على بن ابى طالب(ع)در رختخواب آن حضرت، خشمناك تر شده و به تعقيب آن حضرت پرداختند و براى پيدا كردن وى، صد شتر جايزه تعيين نمودند ولى هرچه تلاش كردند، به وى دست نيافتند.

آن حضرت پس از سه شب پنهان ماندن در "غار ثور"، در شب چهارم ربيع الاول، به سوى مدينه هجرت كرد و در دوازدهم همين ماه وارد مدينه شد و مورد استقبال باشكوه اهالى مدينه قرار گرفت.

خداوند متعال براى تحسين و تقدير از اميرمؤمنان على بن ابى طالب(ع)كه خطر را به جان خويش خريد و براى فريب مشركان قريش در بستر پيامبر اكرم (ص)آرميد تا آن حضرت به راحتى از خانه خود و از شهر مكّه خارج شود، آيه ‏اى بر پيامبرش نازل كرد و جان نثارى، فداكارى، تعهّد و ايمان حضرت علي (ع) را ستود.

خداوند متعال در اين آيه مباركه فرمود:

 وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ، وَ اللّهُ رَئوُفٌ بِالْعِباد

برخى از مردم (با ايمان و فداكار همچون حضرت علی علیه السلام در ليلة المبيت، به هنگام خفتن در جايگاه پيامبر صل الله علیه و آله و سلم)

جان خود را در برابر خشنودى خدا می ‏فروشند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است

 

سوره مبارکه بقره؛ آیه 207

 

"شیخ طبرسی" در کتاب تفسير "مجمع البيان" نوشته است: "اين آيه در ميان راه مكّه و مدينه، به هنگام هجرت پيامبر اكرم صل الله علیه و آله و سلم بر آن حضرت نازل گرديد".

همچنين اين مفسّر گرانقدر روايت كرده است:

"هنگامى كه حضرت علی(ع)در بستر پيامبر (ص)خوابيد تا پيامبر صل الله علیه و آله و سلم از دسيسه مشركان بگريزد، جبرئيل در بالاى سر حضرت حضرت علی (ع) و ميكائيل در پايين پاهايش قرار گرفته (و او را محافظت می نمودند) و جبرئيل به آن حضرت، می گفت: آفرين و خوشا به افرادى مانند تو، اى پسر ابى طالب كه خداوند متعال در ميان فرشتگانش به تو مباهات می كند و به تو می ‏نازد".

 

منابع:

 کتاب "تاریخ ابن خلدون" از "عبدالرحمن بن محمّد ابن خلدون"

کتاب " مسار الشیعه" از "شیخ مفید"

 کتاب "فرازهایی از تاریخ پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم " از "جعفر سبحانی"

 کتاب "زندگانی چهارده معصوم" از "حاج شیخ عبّاس قمی رحمت الله علیه "

 کتاب "تاریخ الطبری" از " ابو جعفر محمّد بن جریر طبری"

 کتاب "تفسیر نمونه" از " آیت الله ناصر مکارم شیرازی"


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

روایتی از حرکت دسته عزا در صبح شهادت علی بن موسی الرضا(ع)
87/12/09  |  2:32
 

دل را به دست پنجره فولاد می دهم                      اینجا برای هر دل بسته، کلید هست

من از کبوتران حرم هم شنیده ام                          فرصت برای بال، اگر می پرید هست

 

همه آنهایی که خودشان را مدیون امام رضا(ع)می دانستند، روز شهادت آقا طبق اطلاع رسانی قبلی ، ساعت 9صبح روز پنج شنبه، خودشان را به صحن وسرای خواهر امام رضا(ع) ، برای شرکت دردسته عزاداری هیأت خادمین الرضا(ع)رساندند. در طول مدتی که منتظر حرکت دسته عزاداری بودیم، دلهایمان را همراه کبوتران ،که هرازچندگاهی درآسمان حرم ، پرواز می کردند، به دست خواهر امام رضا(ع)سپردیم. واوهم که از دلتنگی ما برای صحن وسرای آقایمان خبر داشت ، خیلی زود آنها را راهی بارگاه برادرش نمود وحالا دیگر ما هم یکی از زائران سلطان علی بن موسی الرضا(ع)بودیم.

کم کم از درب های حرم خواهر امام خارج شده وراهی کوچه های شهری که رنگ غربت مولایمان را گرفته بود ،شدیم. در طول مسیر به سمت مزار شهیدان ، چند نفری از مداحان هیأت ، ذکر یا امام رضا(ع)را سر دادند.  نزدیکی های مزار شهدا که رسیدیم ، ذکر همیشگی مان را که درکنار مرقد آقایمان ، ثامن الحجج(ع)، می خواندیم جهت یادآوری روز های زیارت سر دادیم ، از درب های مزار که داخل می شدیم ، این گونه توفیق شهادت را از ایشان طلب نمودیم؛

 

ای شاه خراسان نظری سوی گدا کن         ای وجه خدا جمله ما ، از شهدا کن

 

وبا ذکر علمدار... داخل شدیم. درکنار قبور پاک شهدا ، چند دقیقه ای برای اربابمان عزاداری نمودیم ووقتی حسابی با ایشان دردودل کردیم ، با دستهایی که پس ازساعاتی سینه زنی ، حالا دیگر بوی حرم را گرفته بود بر روی مزار شهیدان دست کشیدیم وزیارتشان نمودیم. نزدیکی های اذان ظهر بود که مراسم پایان گرفت وزائران حرم آقا به خانه هایشان باز گشتند.

 

لطفا برای دیدن گزارش تصویری از دسته عزاداری به ادامه مطلب بروید.



     » ادامه مطلب...
 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

مراسم شب شهادت علی بن موسی الرضا(ع)
87/12/08  |  18:20
 

لینک های دانلود مراسم  هیات در شب شهادت حضرت ثامن الحجج(ع)

را در ادامه مطلب دریافت نمایید.



     » ادامه مطلب...
 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

محفل عصری با شعر رضوی
87/12/08  |  16:35

 

به مناسبت سالروز شهادت شمس الشموس امام الرئوف علی بن موسی الرضا(ع)

 هیات خادمین الرضا(ع) مجلسی تحت عنوان عصری با شعر رضوی و با حضور شاعران صاحب نام استان و همچنین حجةالاسلام پور عیسی ریاست محترم سازمان فرهنگ و ارشاد اسلامی در مجتمع خاتم الانبیا(ص) برگزار کرد.

در این مراسم نورانی ابتدا شاعران حاضر در مجلس به قرائت اشعار خود که پیرامون امام رضا(ع) و همچنین حضرت رسول اکرم(ص) سروده شده بود پرداختند.سپس با برقراری ارتباط مستقیم با آستان قدس رضوی و قرائت شعر و مداحی توسط جناب آقای ملائکه فضای مجلس آکنده از حرم شد.

در آخر برنامه نیز تصاویری در قالب کلیپ از حرم مطهر پخش شد.لازم به ذکر است که هدایایی به رسم یادبود به شاعران حاضر در جلسه اهدا گردید.

(برای مطالعه اشعار شعرا و دانلود آنها و همچنین دیدن گزارش تصویری از محفل به ادامه مطلب بروید)

 



     » ادامه مطلب...
 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

سیره عملی امام رضا علیه السلام
87/12/07  |  15:19
 

 

روزی از روزها، در مجلس آن حضرت در جمع بسیاری از اقشار مختلف مردم حضور داشتم، که پیرامون مسایل حلال و حرام از آن حضرت پرسش می‌کردند و حضرت جواب یکایک آنها را به طور کامل و فصیح بیان می‌فرمود.

شخصی وارد شد و پس از اداء سلام، حضرت را مخاطب قرار داد و اظهار داشت:

من از دوستان شما اهل بیت می‌باشم و اکنون مسافر مکه هستم، پول و آذوقه سفر خود را از دست داده‌ام و در حال حاضر چیزی برایم باقی نمانده است که بتوانم به دیار و شهر خود بازگردم . چنانچه مقدور باشد، مرا کمکی نما تا به دیار و وطن خود مراجعت نمایم و چون مستحقّ صدقه نیستم، هنگام رسیدن به منزل خود آنچه را که به من لطف نمایید، از طرف شما به فقرا، در راه خدا صدقه می‌دهم؟

حضرت فرمود: «بنشین، خداوند مهربان، تو را مورد رحمت خویش قرار دهد»

و سپس مشغول صحبت با اهل مجلس گشت و پاسخ مساله‌های ایشان را بیان فرمود. هنگامی که مجلس به پایان رسید و مردم رفتند، من و سلیمان جعفری و یکی دو نفر دیگر نزد حضرت باقی ماندیم.

امام علیه السلام فرمود: «اجازه می‌دهید به اندرون روم؟»

سلیمان جعفری گفت: قدوم شما مبارک باد، شما خود صاحب اجازه هستید.

بعد از آن، حضرت از جای خود برخاست و به داخل اتاقی رفت و پس از آن که لحظاتی گذشت، از  پشت در صدا زد و فرمود: «آن مسافر خراسانی کجاست؟»

شخص خراسانی گفت: من این جا هستم.

حضرت دست مبارک خویش را از بالای در اتاق دراز نمود و فرمود:

«بیا، این دویست درهم را بگیر و آن را کمک هزینه سفر خود گردان و لازم نیست که آن را صدقه بدهی»

پس از آن، امام علیه السلام فرمود:

«حال، زود خارج شو، که همدیگر را نبینیم»

چون مسافر خراسانی پولها را گرفت، خداحافظی کرد و سپس از منزل حضرت بیرون رفت، امام علیه السلام از آن اتاق بیرون آمد و کنار ما نشست.

سلیمان جعفری اظهار داشت: یا ابن رسول اللّه! چرا چنین کردی و خود را مخفی نمودی؟!

حضرت علی بن موسی الرّضا علیه السلام فرمود:

«چون نخواستم که آن شخص غریب نزد من سرافکنده گردد و احساس ذلّت و خواری نماید»

منبع:

کتاب چهل داستان از امام رضا (ع)


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

گلچین روضه و سینه زنی برای شهادت امام رضا(ع)
87/12/07  |  15:9
 

               لطفا برای دانلود روضه و سینه زنی به ادامه مطلب بروید



     » ادامه مطلب...
 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

بوی زهر
87/12/07  |  14:17

 

روزی که تو را شهید کردند
لبخند تو بوی قهر می داد
دستت پر مهر بود اما
انگور تو بوی زهر می داد

روزی که تو را شهید کردند
قلب گل سرخ پر شد از خون
یک خنده زهردار روئید
بر چهره پر گناه مامون

از سینه خاک سرد، آن روز
گلهای سیاه غم، دمیدند
در دشت، هزار بچه آهو
آشفته به هر طرف دویدند

بر قامت تو فرشته ها، زود
یک پیرهن سپید کردند
رفتی و زمین سیاه پوشید
روزی که تو را شهید کردند

                                                                       سید احمد میرزاده


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

پیام رهبر معظم انقلاب به سومین کنگره جهانی حضرت امام رضا(ع) - 26/07/1368
87/12/07  |  14:3

 

اين مقطع سى‌وپنج ساله (از 148 تا 183 هجرى) يعنى دوران امامت حضرت ابى‌الحسن موسى‌بن‌جعفر (عليهماالسّلام) يكى از مهمترين مقاطع زندگينامه‌ى ائمه(عليهم‌السّلام) است. دو تن مقتدرترين سلاطين بنى عباس - منصور و هارون - و دو تن از جبّارترين آنان - مهدى و هادى - در آن حكومت مى‌كردند. بسى از قيامها و شورشها و شورشگرها در خراسان، در افريقيه، در جزيره‌ى موصل، در ديلمان و جرجان، در شام، در نصيبين، در مصر، در آذربايجان و ارمنستان و در اقطارى ديگر، سركوب و منقاد گرديده و در ناحيه‌ى شرق و غرب و شمال قلمرو وسيع اسلامى، فتوحات تازه و غنايم و اموال وافر، بر قدرت و استحكام تخت عباسيان افزوده بود.
جريانهاى فكرى و عقيدتى در اين دوران، برخى به اوج رسيده و برخى زاده شده و فضاى ذهنى را از تعارضات، انباشته و حربه‌يى در دست قدرتمداران و آفتى در هوشيارى اسلامى و سياسى مردم گشته و ميدان را بر عَلَم‌دارانِ صحنه‌ى معارف اصيل اسلامى و صاحبان دعوت علوى، تنگ و دشوار ساخته بود.
شعر و هنر، فقه و حديث و حتّى زهد و ورع، در خدمت ارباب قدرت درآمده و مكمل ابزار زر و زور آنان گشته بود. در اين دوران، ديگر نه مانند اواخر دوران بنى‌اميه و نه همچون دهساله‌ى اول دوران بنى‌عباس و نه شبيه دوران پس از مرگ هارون كه در هر يك، حكومت مسلط وقت، به نحوى تهديد مى‌شد؛ تهديدى جدى دستگاه خلافت را نمى‌لرزاند و خليفه را از جريان عميق و مستمر دعوت اهل بيت (عليهم‌السّلام) غافل نمى‌ساخت.
در اين دوران، تنها چيزى كه مى‌توانست مبارزه و حركت فكرى و سياسى اهل بيت (عليهم‌السّلام) و ياران صديق آنان را مجال رشد و استمرار بخشد، تلاش خستگى‌ناپذير و جهاد خطير آن بزرگواران بود و توسل به شيوه‌ى الهى «تقيه». و بدين ترتيب است كه عظمت حيرت‌آور و دهشت‌انگيز جهاد حضرت موسى‌بن‌جعفر (عليه‌وعلى‌ابائه‌التحيّةوالسّلام) آشكار مى‌گردد.

 


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

دلائل امام رضا(ع) براى پذيرفتن ولايتعهدی
87/12/07  |  14:2

هنگامى امام رضا ـ عليه السلام ـ وليعهدى مأمون را پذيرفت كه ديد اگر امتناع ورزد، نه تنها جان خويش را به رايگان از دست مى دهد،

 بلكه علويان و دوستداران حضرت نيز همگى در معرض خطر واقع مى شوند.

بر امام لازم بود كه جان خويشتن و شيعيان و هواخواهان را از گزندها برهاند، زيرا امت اسلامى به وجود آنان و آگاهى بخشيدنشان نياز بسيار داشت . اينان بايستى باقى مى ماندند تا براى مردم چراغ راه و رهبر و مقتدا در حل مشكلات و هجوم شبهه ها باشند.

آرى ، مردم به وجود امام و دست پروردگان وى نياز بسيار داشتند، چه ، در آن زمان موج فكرى و فرهنگى بيگانه اى بر همه جا چيره شده و در قالب بحثهاى فلسفى و ترديد نسبت به مبادى خداشناسى ، ارمغان كفر و الحاد مى آورد؟ ازينرو بر امام لازم بود كه بر جاى بماند و مسئوليت خويش را در نجات امت به انجام برساند و ديديم كه امام نيز ـ با وجود كوتاه بودن دوران زندگيش پس از وليعهدى ـ چگونه عملاً وارد اين كار زار شد.

حال اگر او با رد قاطع و هميشگى وليعهدى ، هم خود و هم پيروانش را به دست نابودى مى سپرد، اين فداكارى معلوم نيست همچون شهادت حياتبخش و گرهگشاى سيد شهيدان گرهى از كار بسته ی امت مى گشود. علاوه بر اين ، نيل به مقام وليعهدى ي اعتراف ضمنى از سوى عباسيان به شمار مى رفت دائر بر اين

مطلب كه علويان نيز در حكومت سهم شايسته اى دارند.

ديگر از دلائل قبول وليعهدى از سوى امام آن بود كه مردم خاندان پيامبر را در صحنه ی سياست حاضر بيابند و به دست فراموشيشان نسپارند، و نيز گمان نكنند كه آنان ـ همان گونه كه شايع شده بود ـ فقط علما و فقهايى هستند كه در عمل هرگز به كار ملت نمى آيند. شايد امام نيز در پاسخى كه به سوءال <ابن عرفه > داد، نظر به همين مطلب داشت . ابن عرفه از حضرت پرسيد:

ـ اى فرزند رسول خدا! به چه انگيزه اى وارد ماجراى وليعهدى شدى ؟

امام پاسخ داد: به همان انگيزه اى كه جدم على ـ عليه السلام ـ را وادار به ورود در شورا نمود (۱).

گذشته از همه ی اينها، امام در ايام وليعهدى خويش چهره ی واقعى مأمون را به همه شناساند و با افشا ساختن نيت و هدفهاى وى در كارهايى كه انجام مى داد،

هرگونه شبهه و ترديدى را از ذهن مردم زدود.

۱-ابن شهر اشوب ، مناقب آل ابى طالب ، قم ، موءسسه ی انتشارات علامه ، ج 4 ص 364ـ صدوق ، عيون اخبار الرضا، تهران ، دارالكتب الاسلامية، ج 2 ص 141ـ مجلسى ، بحارالاءنوار، تهران ، المكتبةالاسلامية، 1385ه.ق ، ج 49 ص 140


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

آینه از فرط تجلی شکست...
87/12/06  |  16:31

 

       

زهــر کـجــا، جـُعـد کـجا، او کـجا؟!

                  غـیـر کـجـا و، حـرم هـو کـجـا؟!

 

قـطــره کـجـــا، راه بــه دریــا بــَرد؟

اسـم کـجا پی به مسمّی برد؟

 

هستی ظل بسته به نورست، نور

سایه کـه بـی نـور نـدارد ظـهـور

 

چـون کـه زدم غـوطه به دریای فکر

تـا بـه کـف آرم دُرِ مـضـمونِ بـکر

 

هــاتــفـی از خـلــوت لاهــوتــیـان

 آمـد و رو کـرد بــه نـاسـوتــیــان

 

گــفــت: خـداونــد عـلـیـم و غفور

کـرد در ایـن آیـنـه از بــس ظـهور

 

تــاب نــیـاورده و از پــا نـشـســت

آیــنـه از فـرط تـجـلّی شکست!

 

ذکـر مَـلـک شد پـس از آن از محن

یا حسن و، یا حسن و، یا حسن

 

 

 محمد علی مجاهدی - پروانه


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

گلچین روضه و سینه زنی برای شهادت پیامبر اعظم(ص) و امام حسن مجتبی(ع)
87/12/06  |  14:30

 

**توجه:پسوند تمامی فایلها ام پی تری است**

 

 

برای دانلود نوحه ها به ادامه مطلب بروید...

 



     » ادامه مطلب...
 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

مثنوی محمد(ص)
87/12/06  |  10:2
 

ز احمد تا احد یک میم فرق است

جهانی اندراین یک میم غرق است

یقینا میم احمد میم مستی ست

که سر مست از جمالش چشم هستی ست

-

زاحمد هردو عالم آبرو یافت

دمی خندید و هستی رنگ و بو یافت

اگر احمد نبود آدم کجا بود

خدا را آیه ای محکم کجا بود

چه می پرسند کاین احمد کدام است

که ذکرش لذت شرب مدام است

-

همان احمد که آوازش بهار است

دلیل خلقت لیل و نهارست

همان احمد که فرزند خلیل است

قیام بتشکنها را دلیل است

همان احمد که ستار العیوب است

دلیل راه و علام الغیوب است

-

همان احمد که جامش جام وحی است

به دستش ذوالفقار امر و نهی است

همان احمد که ختم الانبیا شد

جناب کنت و کنز مخفیا شد

همان اول که اینجا آخر آمد

همان باطن که بر ما ظاهر آمد

-

همان احمد که سرمستان سرمد

بخوانندش ابوالقاسم محــــــــــــــــــمد (ص)

محمد میم و حا ء و میم و دال است

تدارک بخش عدل و اعتدال است

محمد رحمه للعالمین است

کرامت بخش صد روح الامین است

-

محمد پاک و شفاف و زلال است

که مرات جمال ذوالفقار است

محمد تا نبوت را برانگیخت

ولایت را به کام شیعیان ریخت

ولایت باده ی غیب و شهود است

کلید مخزن سر وجود است

-

محمد با علی روز اخوت

ولایت را گره زد بر نبوت

محمد را علی آینه دارد

نخستین جلوه اش در ذوالفقار است

                                                                                       (زنده یاد محمد رضا آغاسی)


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

رازی که پیامبر در گوش علی گفت...
87/12/06  |  9:59
 

احتضار فرا رسید، رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ دیگر نمی توانست سخن بگوید، حضرت علی ـ علیه السلام ـ سر آن حضرت را بر روی سینه نهاد، ظرف آبی كنار آن بزرگوار بود هرگاه كه اندكی به هوش می آمد دستش را در آب فرو می برد و بر صورتش می كشید و می گفت: «خدایا در سكرات مرگ یاریم كن» «خدایا در سكرات مرگ مرا بنگر».

در این لحظه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ از علی ـ علیه السلام ـ خواست به لبهای او نزدیكتر شود. به او نزدیك شد.

رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ در زمانی طولانی به او راز گفت، پس امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ سربرداشت و در گوشه ای نشست و حضرت رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ در خواب رفت.

سپس از حضرت علی ـ علیه السلام ـ پرسیدند یا اباالحسن چه رازی بود كه پیغمبر با تو می گفت، فرمود: هزار باب از علم تعلیمم كرد كه از هر بابی هزار باب مفتوح می شود و وصیت كرد مرا به آن چیزی كه بجا خواهم آورد آن را انشاء الله تعالی!

همین كه بیماری حضرت سنگین شد و رحلت نزدیك، به امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ فرمود: بار دیگر سر او را به دامن بگیرد و فرمود: امر خداوند رسیده و چون جان من بیرون آید مرا بسوی قبله بگردان و متوجه تجهیز من باش، اول تو بر من نماز بگذار و از من جدا مشو تا مرا به قبر بسپاری.

در این لحظه صدای گریه حضرت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ، رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ را متوجه خود كرد. از او خواست در كنارش بنشیند، رازی در گوش او گفت كه صورت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ برافروخته شد و شاد گردید. (و احتمالاً راز همان بود كه تو اول كسی هستی كه در بهشت به من ملحق خواهی شد) و بالاخره روح مقدس یگانه شخصیت جهان آفرینش به ملكوت اعلی پیوست.(۱)

۱-اقتباس از بحار، جلد 22، صفحه 503 - 455.


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

صلوات بر امام حسن(علیه السلام)
87/12/06  |  9:45
 

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ عَبْدَیْكَ وَ وَلِیَّیْكَ وَ ابْنَیْ رَسُولِكَ وَ سِبْطَیِ الرَّحْمَةِ وَ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ،

پروردگارا درود و رحمت فرست بر حسن و حسین دو بنده خاص و دوست خاص تو كه دو فرزند رسول اكرم و دو سید جوانان اهل بهشتند

أَفْضَلَ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلاَدِ النَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ، ‏

كه آن درود افضل از هر رحمتى باشد كه بر فرزند پیغمبران و رسولانت فرستی

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ سَیِّدِ النَّبِیِّینَ وَ وَصِیِّ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ، ‏

پروردگارا درود فرست بر حضرت حسن، فرزند سید رسولان و جانشین امیر اهل ایمان

السَّلاَمُ عَلَیْكَ یَابْنَ رَسُولِ اللَهِ، السَّلاَمُ عَلَیْكَ یَابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیِّینَ، ‏

سلام بر تو اى پسر رسول خدا، سلام بر تو اى فرزند سید جانشینان رسول

أَشْهَدُ أَنَّكَ یَابْنَ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ أَمِینُ اللَّهِ وَ ابْنُ أَمِینِهِ عِشْتَ مَظْلُوماً وَ مَضَیْتَ شَهِیداً،

گواهى مى‏دهم كه تو اى پسر امیرالمؤمنین امین خدا و پسر امین هستى. در جهان عمرى به مظلومیت زیستى و شهید از عالم رفتى

وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ الْإِمَامُ الزَّكِیُّ الْهَادِی الْمَهْدِیُ، ‏

و نیز گواهى مى‏دهم كه محققا تو امام و پیشواى خلقى كه ستوده صفات و هادى امت و هدایت یافته به حق و حقیقتى

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَ بَلِّغْ رُوحَهُ وَ جَسَدَهُ عَنِّی فِی هَذِهِ السَّاعَةِ أَفْضَلَ التَّحِیَّةِ وَالسَّلاَمِ‏؛

پروردگارا درود فرست‏ بر او بهترین سلام و تحیت را از من به روح و جسم پاك او برسان

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ قَتِیلِ الْكَفَرَةِ وَ طَرِیحِ الْفَجَرَةِ؛

پروردگارا درود فرست بر حسین بن على مظلوم و شهید و كشته شمشیر كافران منافق و مطرود فاجران معاند... 


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

امام حسن (علیه السلام) و نحوه مقابله با معاویه
87/12/06  |  7:36
 

... نوبت امامت به امام حسن عليه‌السّلام رسيد و در همان وضعيت بود كه آن حضرت نتوانست بيش از شش ماه دوام بياورد. تنهاىِ‌تنهايش گذاشتند. امام حسن مجتبى عليه‌السّلام مى‌دانست كه اگر با همان عدّه‌ى معدودْ اصحاب و يارانِ خود با معاويه بجنگد و به شهادت برسد، انحطاط اخلاقىِ زيادى كه بر خواص جامعه‌ى اسلامى حاكم بود، نخواهد گذاشت كه دنبال خون او را بگيرند! تبليغات، پول و زرنگيهاى معاويه، همه را تصرّف خواهد كرد و بعد از گذشت يكى دو سال، مردم خواهند گفت «امام حسن عليه‌السّلام بيهوده در مقابل معاويه قد علم كرد.» لذا، با همه‌ى سختيها ساخت و خود را به ميدان شهادت نينداخت؛ زيرا مى‌دانست خونش هدر خواهد شد.
گاهى شهيد شدنْ آسان‌تر از زنده ماندن است! حقّاً كه چنين است! اين نكته را اهل معنا و حكمت و دقّت، خوب درك مى‌كنند. گاهى زنده ماندن و زيستن و تلاش كردن در يك محيط، به مراتب مشكلتر از كشته شدن و شهيد شدن و به لقاى خدا پيوستن است. امام حسن عليه‌السّلام اين مشكل را انتخاب كرد.
وضع آن زمان چنين بوده است. خواصْ تسليم بودند و حاضر نمى‌شدند حركتى كنند. ...

گزیده ای از بیانات مقام معظم رهبری در جمع فرماندهان لشگر 27 محمد رسول الله (ص) - 20/03/1375


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

قصاص پیامبر!!!
87/12/05  |  23:46
 

... در یكی از روزهای بیماری در حالی كه سرش را با پارچه‌ای بسته بود و علی علیه السلام و فضل بن عباس زیر بغلش را گرفته بودند و پاهایش بر زمین كشیده می‌شد، وارد مسجد شد و روی منبر قرار گرفت و شروع به سخن فرمود و گفت: مردم وقت آن رسیده است كه من از میان شما غائب گردم، اگر به كسی وعده داده‌ام، آماده‌ام انجام دهم و هر كس طلبی از من دارد، بگوید تا بپردازم. در این موقع مردی برخاست و عرض كرد: چندی قبل به من وعده دادید كه اگر ازدواج كنم، مبلغی به من كمك كنید، پیامبر فورا به فضل دستور داد كه مبلغ مورد نظر او را بپردازد و از منبر پایین آمد و به خانه رفت. سپس روز جمعه، سه روز پیش از وفات خود، بار دیگر به مسجد آمد و شروع به سخن نمود و در طی سخنان خود فرمود: هر كسی حقی بر گردن من دارد برخیزد و اظهار كند، زیرا قصاص در این جهان، آسان‌تر از قصاص در روز رستاخیز است.(1)

در این موقع سوادة بن قیس برخاست و گفت: موقع بازگشت از نبرد "طائف" در حالی كه بر شتری سوار بودید، تازیانه خود را بلند كردید كه بر مركب خود بزنید، اتفاقا تازیانه بر شكم من اصابت كرد، من اكنون آماده گرفتن قصاصم.

درخواست پیامبر یك تعارف اخلاقی نبود؛ بلكه جداً مایل بود حتی یك چنین حقوقی را كه هرگز مورد توجه مردم قرار نمی‌گیرد جبران نماید. گذشته از این، چون اصابت تازیانه بر شكم سواده عمدی نبود، از این نظر او حق قصاص نداشته است، بلكه با پرداخت دیه‌ای جبران می‌گردید. مع الوصف پیامبر، خواست، نظر وی را تامین كند.

پیامبر دستور داد، بروند همان تازیانه را از خانه بیاورند، سپس پیراهن خود را بالا زد تا سواده قصاص كند. یاران رسول خدا با دلی پر غم و دیدگانی اشكبار و گردن‌های كشیده و ناله‌هایی جانگداز، منتظرند كه جریان به كجا خاتمه می‌پذیرد؛ آیا سواده واقعا از در قصاص وارد می‌شود؟ ناگهان دیدند سواده بی اختیار، شكم و سینه پیامبر را می‌بوسد؛ در این لحظه پیامبر او را دعا كرده، گفت: خدایا! از سواده بگذر، همانطور كه او از پیامبر اسلام در گذشت.(2)

 

پاورقی


1- القصاص فی دار الدنیا احب الی من القصاص فی دار الاخرة.

2- مناقب آل ابیطالب ج1، ص164 .


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

آجرک الله یا بقیه الله
87/12/05  |  17:4

آجرک الله یا بقیه الله

 

غروب غم انگیز هجر رسول اعظم(ص) و شهادت سلاله پاک زهرای اطهر(س) غریب کوچه های مدینه کریم اهل البیت حضرت مجتبی(ع) و آفتاب بی بدیل آسمان امامت شمس توس حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) را به ماتم نشسته ایم که حضور شما موجب رضای حضرت حق و خشنودی دل حضرت ولی عصر (عج) خواهد بود.

انشالله...

زمان:از دوشنبه ۵/۱۲/۸۷ تا پنج شنبه۸/۱۲/۸۷

(همراه با اقامه نماز مغرب و عشاء)

مکان:خیابان شهید مطهری-جنب بقعه متبرکه آقا سید ابراهیم-مسجد اردبیلیان

                                                                                                     خادمین الرضا(ع)

 

 


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

قيامت كه هيچ کس به ياد ديگرى نيست ؛حضرت رضا(ع)در تلاش نجات زائر خويش است .
87/12/04  |  23:24
 

در مواقف قيامت سه جاست كه هيچ كس به ياد ديگرى نيست ؛ و فقط به موارد زير مى انديشد.

1- ميزان عمل : عاقبتش به خير خواهد بود يا نه ؟
2- چگونگى عبور از صراط: از صراط خواهد گذشت يا سقوط خواهد كرد؟
3- تحويل گرفتن نامه عمل : نامه اعمالش به دست چپش داده خواهد شد يا به دست راستش ؟

حضرت رضا عليه السلام فرمود: من در اين موارد خطرناك به داد زوارم خواهم رسيد و از آنان شفاعت خواهم كرد.

قال الرضا عليه السلام : من زارنى على بعد دارى اتيعته يوم القيامة فى ثلاث مواطن حتى اخلصه من اهوالها.
اذا تطايرت الكتب يمينا و شمالا، عند الصراط و عندالميزان .
                       امام رضا(ع)
حضرت رضا عليه السلام فرمود: هر كس مرا در اين فاصله دورى كه دارم - زيارت كند روز قيامت سه جا به دادش مى رسم و او را از شدت آن سه مورد آسوده مى كنم :

1- هنگامى كه نامه هاى اعمال به دست راست يا چپ تحويل داده مى شود.
2- هنگام عبور از صراط
3- هنگام سنجش اعمال .


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

می‌دانم چه كسی مرا خواهد كشت...
87/12/04  |  14:42
 

                                        یا امام حسن(ع)

روزی امام حسن علیه السلام به فرزندان و بستگان خویش فرمود: «انی اموت بالسم; من با سم به شهادت می‏رسم.» اهل بیت ایشان پرسیدند: چه كسی به شما سم خواهد داد؟ فرمودند: «جاریتی او امراتی ; كنیزم یا همسرم.» به او عرض كردند: «اخرجها عن ملكك علیها لعنة الله; او را - كه لعنت‏خدا بر او باد - از ملك خویش خارج سازید.»

امام علیه السلام فرمودند: «هیهات من اخراجها و مُنیتی علی یدها; هرگز چنین نمی‏كنم و حال آنكه آرزوی من به دست او محقق می‏شود». «ما لی منها محیص و لو اخرجتها ما یقتلنی غیرها كان قضأ مقضیا و امرا واجبا من الله; مرا گریزی از این شهادت نیست و اگر او را خارج كنم كسی غیر از او نیست كه مرا بكشد [درحالی كه] شهادت من قضای حتمی و امر واجبی از ناحیه خداوند است.»

چند روزی از این خبر نگذشته بود كه معاویه (لعنة‏الله علیه) همسر آن حضرت را فریب داد و به واسطه او، آن حضرت را به شهادت رساند. امام علیه السلام درهنگام شهادت به همسرش چنین فرمود: «یا عدوة الله! قتلتنی قاتلك الله اما والله لاتصیبن منی خلفا و لاتنالین من الفاسق، عدو الله خیرا ابدا; ای دشمن خدا! تو مرا كشتی، خدا تو را بكشد، آگاه باش كه به خدا سوگند! از من فرزندی باقی نخواهی گذاشت و از [معاویه] فاسق و دشمن خدا به تو خیری نخواهد رسید.»

 

منبع:

مناقب ابن شهر آشوب، ج‏3، ص‏175.


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

حتی پیامبر(ص) هم ایمن از نفس خود نبود...
87/12/03  |  17:43
 

                       پیامبر اعظم(ص)

عبدالله بن سیار از امام صادق (ع) نقل مى‏كند: رسول خدا (ص) شبى در منزل ام سلمه بود، او در اثناى شب بیدار شد، آن حضرت را در بستر نیافت، فكر كرد كه به منزل بعضى از زنانش رفته است. لذا به جستجوى آن حضرت برخاست، حضرت را در گوشه‏اى از منزل یافت كه ایستاده و دست به آسمان برداشته و گریه مى‏كرد و مى‏گفت :

 

خدایا نعمتهاى خوبى كه بمن داده‏اى از من مگیر. و مرا بخودم ولو بقدر چشم بهم زدن وامگذار. خدایا هیچ وقت مرا به شماتت دشمن و آدم بدخواه مبتلا مكن. خدایا هیچ وقت مرا به آن بدبختى كه از آن نجاتم داده‏اى بر مگردان .

 

«اللهم لا تنزع عنى صالح ما اعطیتنى ابداً، ولا تكلنى الى نفسى طرفة عین ابداً، اللهم لا تشمت بى عدواً ولا حاسداً ابدا اللهم لا تردنى فى سوء استنقذتنى منه ابداً»

 

ام سلمه با شنیدن این سخنان به گریه افتاد و برگشت و به شدت مى‏گریست بطورى كه رسول خدا با شنیدن گریه او برگشت و فرمود: اى ام سلمه علت گریه‏ات چیست؟

 

گفت: پدر و مادرم بفدایت یا رسول الله، چرا گریه نكنم در حالى كه تو با آن مقامى كه از خدا دارى و خدا گناه قدیم و جدید تو را آمرزیده از او مى‏خواهى كه به شماتت دشمن مبتلایت نكند و تو را به نفس خودت ولو به قدر چشم بهم زدن وامگذارد و تو را ببدى كه از آن نجاتت داده بر نگرداند و از تو هیچ وقت نعمت خوبى كه داده نگیرد!!!

 

رسول خدا (ص) در جواب فرمود:

 

اى ام سلمه چه چیز مرا خاطر جمع مى‏كند، خداوند یونس بن متى را فقط به اندازه چشم بهم زدن به نفس خویش واگذاشت تا به سرش آمد آن بلائى كه آمد

 

«یا امّ سلمة ما یُؤمّننى و انّما و كل اللّه یونس بن متى الى نفسه طرفة عین فكان منه ما كان»

  منبع:

خاندان وحى، سید على اكبر قریشى،


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

تو آخر نیامدی!!!
87/12/02  |  13:30
 

تو آخر نیامدی!!!

طی شد دوباره جمعه ی دیگر نیامدی
معنای ناب سوره ی کوثر نیامدی
گویند می رسی تو به وقت اذان ظهر
در روز جمعه ای همه باور نیامدی
آقا ببین گناه شده نان سفره ی ما
مائیم و این گناه سراسر نیامدی
دنیا خراب گشته و رحمی نمی کند
دیگر برادری به برادر نیامدی
چشم انتظار جمعه ی دیگر نشسته ام
این هفته هم گذشت و تو آخر نیامدی...


 + لینک ثابت | نویسنده: محسن فاطمی  |  مطالب مرتبط

 

 
 
 
 
 
هرگونه استفاده از مطالب این وبلاگ(بدون دخل و تصرف)برای همگان آزاد است.