اهالى شهر مكّه، پس از درگذشت حضرت خديجه (س)- همسر پيامبر اکرم (ص)- و درگذشت حضرت ابوطالب (ع)- عموى آن حضرت- بر دشمنى خويش افزودند؛ به طوری که قصد جان پيامبر(ص)را نمودند.
از سوى ديگر تعدادى از اهالى شهر مدینه، در همان سالهاى غربت و تنهايى پيامبر (ص)و در ايّام حج، با وى و اهداف بلندِ دينش آشنا شده و پس از بازگشت به مدینه، به تبليغ آن پرداختند.
در نتیجه مردم مدینه، رفته رفته به دین مبین اسلام علاقه نشان داده و در مراسم سال بعد، تعداد زيادترى به نزد رسول خدا (ص)رسيدند و به دست مبارك وى، مسلمان شده و با آن حضرت پيمان بستند.
در مراسم حج سال سيزدهم بعثت، گروهى از حاجيان شهر مدینه - كه تعدادشان هفتاد و سه مرد و زن بود - در اواسط ايام تشريق و در محل "عقبه" و در سرزمين "منى"، ايمان آورده و با آن حضرت پيمان بستند تا از وى و يارانش همانند خانواده و طايفه خويش پشتيبانى كنند.
بنابراین پس از گذشت ايام حج و بازگشت اهالى مدینه به سرزمين خويش، مهاجرت مسلمانان مكّه به سوى مدینه آغاز گرديد. آنان به دستور پيامبر اكرم (ص)و به دور از چشم مشركان قريش، به صورت فردى و گروهى عازم مدینه شدند. به طورى كه در مكّه معظمه، جز پيامبر (ص)و تعدادى اندك از يارانش و گروهى زنان و مردان كهنسال و از كار افتاده، كسى باقى نماند.
پيامبر اكرم (ص)بيش از هر زمان ديگر، در يكى دو ماه آخر اقامتش در مكّه، احساس تنهايى و خطر می كرد و این احساس خطر بی دلیل نبود؛ زیرا سر انجام سران قريش در واپسين روزهاى ماه صفر، تصميم به كشتن پيامبراکرم (ص)گرفتند.
آنان در " دارالنّدوه" - كه مجلس شوراى اعيان و اشراف آنان بود - جلسه اى برگزار كرده و پس از تبادل نظر و گفتگوهاى زياد، به كشتن پيامبر (ص)از سوى نمايندگان تمام طوايف قريش، رأى دادند و
شب اوّل ربيع الاول را براى اين كار برگزيدند.
گذشت و گذشت تا سرانجام شب موعود فرا رسيد.
پيامبر اکرم (ص)براى فريب مشركان، حضرت علي (ع)را به جاى خويش در بسترش خوابانيد و خود، از مكّه خارج شده و در غار "ثور" - كه در جنوب مكّه و در نقطه مقابل شهر مدينه قرار داشت - پناه گرفت. مشركان، پس از هجوم به خانه پيامبر (ص)و مشاهده امام على بن ابى طالب(ع)در رختخواب آن حضرت، خشمناك تر شده و به تعقيب آن حضرت پرداختند و براى پيدا كردن وى، صد شتر جايزه تعيين نمودند ولى هرچه تلاش كردند، به وى دست نيافتند.
آن حضرت پس از سه شب پنهان ماندن در "غار ثور"، در شب چهارم ربيع الاول، به سوى مدينه هجرت كرد و در دوازدهم همين ماه وارد مدينه شد و مورد استقبال باشكوه اهالى مدينه قرار گرفت.
خداوند متعال براى تحسين و تقدير از اميرمؤمنان على بن ابى طالب(ع)كه خطر را به جان خويش خريد و براى فريب مشركان قريش در بستر پيامبر اكرم (ص)آرميد تا آن حضرت به راحتى از خانه خود و از شهر مكّه خارج شود، آيه اى بر پيامبرش نازل كرد و جان نثارى، فداكارى، تعهّد و ايمان حضرت علي (ع) را ستود.
خداوند متعال در اين آيه مباركه فرمود:
وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ، وَ اللّهُ رَئوُفٌ بِالْعِباد
برخى از مردم (با ايمان و فداكار همچون حضرت علی علیه السلام در ليلة المبيت، به هنگام خفتن در جايگاه پيامبر صل الله علیه و آله و سلم)
جان خود را در برابر خشنودى خدا می فروشند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است
سوره مبارکه بقره؛ آیه 207
"شیخ طبرسی" در کتاب تفسير "مجمع البيان" نوشته است: "اين آيه در ميان راه مكّه و مدينه، به هنگام هجرت پيامبر اكرم صل الله علیه و آله و سلم بر آن حضرت نازل گرديد".
همچنين اين مفسّر گرانقدر روايت كرده است:
"هنگامى كه حضرت علی(ع)در بستر پيامبر (ص)خوابيد تا پيامبر صل الله علیه و آله و سلم از دسيسه مشركان بگريزد، جبرئيل در بالاى سر حضرت حضرت علی (ع) و ميكائيل در پايين پاهايش قرار گرفته (و او را محافظت می نمودند) و جبرئيل به آن حضرت، می گفت: آفرين و خوشا به افرادى مانند تو، اى پسر ابى طالب كه خداوند متعال در ميان فرشتگانش به تو مباهات می كند و به تو می نازد".
منابع:
کتاب "تاریخ ابن خلدون" از "عبدالرحمن بن محمّد ابن خلدون"
کتاب " مسار الشیعه" از "شیخ مفید"
کتاب "فرازهایی از تاریخ پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم " از "جعفر سبحانی"
کتاب "زندگانی چهارده معصوم" از "حاج شیخ عبّاس قمی رحمت الله علیه "
کتاب "تاریخ الطبری" از " ابو جعفر محمّد بن جریر طبری"
کتاب "تفسیر نمونه" از " آیت الله ناصر مکارم شیرازی"